محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

931

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

پس هشام نامه نوشت به جرّاح بن عبد الله . و آن روز او مقيم بود به شكى . و حرب فرمودش با خزريان و وعده كردش به مدد فرستادن . جرّاح از شكى برفت و به حصن بردعه بازآمد و از آنجا به بيلقان اندر شد و از آنجا به اردبيل آمد و آنجا درنگ كرد و لشكرها همى فرستاد به موقان و ختلان ، و به اردبيل مسلمانان بودند آن روز فزون از سه هزار مرد ، و جرّاح آنجا فرود آمد و لشكرها همى فرستاد و كشتن و غارت همى كرد و برده همى آورد و ملك خزر به خاقان كس فرستاد و به همه گروه كافران كه در عهد او بودند و پيوسته بودند و ايشان را به حرب مسلمانان خواند ، همه اجابت كردند و بيامدند و خاقان ايشان را به پسر خويش داد و بفرمودش كه به آذربايگان آيد به حرب جرّاح . و بارخيل پسر خاقان برفت با سيصد هزار مرد خزرى . و ديگر كافران بر وى جمع آمدند و برفت و روى به جرّاح نهاد . و ياران جرّاح آن روز پراگنده بودند اندر شهرهاى آذربايگان ، و خزريان دست به كشتن بردند و هر كه را يافتند از مسلمانان بكشتند